ماه دوم زندگی
سلامی دوباره به یکی یدونم عزیزم تو ماه دوم هم پسر خیلی خوبی بودیو اذیتم نکردی.برات تو خونه مامان جون ماهگرد گرفتیم.برات کیک درست کردم.ولی چون واکسن زده بودی حال نداشتی.صبح با بابا و مامان جون رفتیم بهداشت وزنت شده بود 5 کیلو.اونجا من نتونستم پاهای کوچولوتو بگیرم بابایی گرفتشون.خیلی اذیت شدی.کمی هم گریه کردی.بعد که اومدیم خونه بابایی رفت سر کار.منم برات شیر دادم خوابیدی.به مامان جون گفتم که خوبه درد نداری.ولی بعد که بیدار شدی هم بدنت گرم بود هم شروع کردی به گریه کردن که تا حالا این جوری گریه نکرده بودی.منم گریم گرفته بد.خلاصه تا عصر همه دورت دادیم.ظهر هم بغل بابایی خوابت برد.تا صبح هم هر یک ساعت بیدار میشدم تبتو میگرفتم.کمی هم بدنتو با دست...
نویسنده :
مامانی
12:09


